12
آبان
1388
سه شنبه، ساعت 12:14
یادگیری به فراگرفتن علم ، نحوه رفتار با دیگران و بازخورد به مشکلات ، مهارت ها ، ارزشهای معنوی یا دریافت مفاهیم گفته می شود . انسانها و حیوانات توانایی یادگرفتن موضوع های مختلف را دارند . هر چند وسعت زمینه هایی که انسان در آنها توانایی یادگیری دارد قابل قیاس با حیوانات نیست .

یادگیری از راه های مختلفی صورت می گیرد و در سنین کودکی تا کهنسالی متفاوت است . کودکان از بازی کردن با لوازم مختلف نحوه زندگی کردن را یاد می گیرند و بزرگسالان در دانشگاه و اجتماع ، یافته های خود را تکمیل می کنند .
متن کامل
9
آبان
1388
شنبه، ساعت 15:03
مدتی دنبال این موضوع در اینترنت جستجو می کردم که هوش چیست ؟ وقتی به شخصی با هوش می گوییم منظورمان چیست ؟ متنی که در ادامه می بینید خلاصه آن جستجو هاست .

هوش یا Intelligence  از لغت لاتین intellegere به معنای فهمیدن گرفته شده است . در مباحث روزمره بسیار زیاد از واژه هوش برای نحوه رفتار انسانها استفاده می شود . مثلا ً هنگامی که کسی نمره خوبی در درسی کسب می کند یا بسیار سریع مطالب جدید را فرامی گیرد   می گویند آن فرد دارای هوش بالایی است . اما اگر از همین گویندگان بپرسیم هوش چیست تعریف مناسبی ارائه نمی دهند .

در علوم انسانی به تعداد دانشمندان علم روانشناسی تعریف برای هوش وجود دارد . هر دانشمندی با توجه به تحقیقات خود تعریفی برای هوش ارائه کرده است که جملگی یک مفهوم را به روش های مختلف به دیگران می رسانند . برخی تعریفی طولانی آورده اند و برخی به چند کلمه اکتفا کرده اند . تعدادی هوش را فقط یک توانایی واحد در مغز می دانند و برخی دیگر هوش را به اجزای مختلف تقسیم کرده اند .

گروهی از دانشمندان ، هوشمندی را فقط زمانی قابل بررسی می دانند که منجر به عملی در خارج از بدن انسان شود . اگر فردی بسیار باهوش باشد ولی هیچ خروجی نداشته باشد عملا ً از نظر برخی از محققین هوشمند نیست . به همین دلیل عوامل خارجی و نحوه پاسخ گویی به حوادث پیش آمده در محیط پیرامون یک فرد یکی از ارکان بررسی هوش و هوشمندی است .

تعاریفی که از هوش انسان در مجامع علمی بیان می شود دارای اشتراک هایی است که مهمترین آنها عبارتند از : توانایی استدلال منطقی ، برنامه ریزی برای کارها ، حل مسائل و پیچیدگی ها ، فکر کردن ، یادگیری و استفاده از زبان و جمله سازی .

هوش ، می تواند باعث رسیدن افراد به اهداف خود شود . اهداف انسانها در زندگی به اندازه تعداد آنها می تواند تفاوت داشته باشد ، هوشمندی افراد نیز به همین نسبت می تواند تغییر بکند . افرادی که اهداف بزرگی در سر می پرورانند و در دستیابی به آنها موفقند از افرادی که چنین تصوراتی ندارند و موفق نیستند با هوش ترند . البته عوامل محیطی مانند فرهنگ و اقتصاد تاثیر زیادی در به هدف رسیدن افراد دارد ولی اگر امکانات به درستی تقسیم شود ، کسانی که باهوش ترند ، به دلیل استدلال بهتر ، توانایی حل بهتر مسائل و مشکلات ، یادگیری سریعتر ، توانایی در مکالمات و دیگر عواملی که در مشخصات کلی هوش ذکر شد می توانند به اهداف خود برسند . پس موفقیت در بدست آوردن هدف ها می تواند یکی از مشخصات افراد هوشمند باشد .

گروهی از دانشمندان مانند Howard Gardner هوش را به شکل Multiple Intelligence تعریف می کنند . در این مدل هوش دارای اجزای متفاوتی است مانند :
1 - هوش منطقی و ریاضی : تجزیه و تحلیل و استدلال منطقی و حل مسائل مختلف پیچیده در افرادی که این نوع هوشمندی دارند بیشتر است مانند دانشمندان ، برنامه نویسان کامپیوتر و مهندسین .
2 - هوش ادبی : توانایی بکاربردن زبان و کلمه ها. ادیبان ، نویسندگان و وکلا از این هوش بهره بیشتری برده اند .
3 - هوش فضایی : توانایی درک فضا و محیط اطراف . نقاشان ، مهندسین و معمارها کسانی هستند که هوش فضایی بهتری دارند .
4 - هوش موسیقی : توانایی در یادگیری و نواختن ابزار موسیقی و ساختن ترکیب های جدید .
5 - هوش Kinesthetic : در انجام کارهای عملی توانایی بیشتری دارند و به راحتی می توانند عوامل فیزیکی بدن خود را در اختیار داشته باشند مانند ورزشکارها .
6 - هوش Interpersonal : توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران در این نوع هوشمندی بیشتر است . وکلا ، روانشناسان و سیاستمداران از این هوش بهره ی بیشتری برده اند .
7 - هوش Intrapersonal : توانایی تفکر طولانی مدت ، پرداختن به رویاها و پروراندن آنها ، بررسی تئوری ها و کلا ً کارهایی که یک فرد به تنهایی می تواند با مراجعه به درونیات خود انجام دهد . مانند دانشمندان ، فلاسفه و نویسندگان .
8 - هوش naturalist : کسانی که دارای این توانایی هستند علاقه به سپری کردن زمان خود در طبیعت و مطالعه درباره طبیعت دارند . می توان زیست شناسان را در این گروه طبقه بندی کرد .

گروه دیگری از تئوری سه بخشی بودن هوش حمایت می کنند ، در این مدل هوش به قسمت های زیر تقسیم می شود :
1 - هوش تحلیلی : توانایی حل مسائل و پیچیدگی ها
2 - هوش خلاق : تواناییِ نشان دادن خلاقیت در انجام امور
3 - هوش عملی : توانایی تطبیق فرد با محیط پیرامون خود و نشان دادن بازخورد مناسب به حوادث پیش آمده در آن

g-Factor یا General Intelligence به مبحثی گفته می شود که سعی می کند هوش را به شکل یک توانایی کلی ببیند . در این تعریف از هوش ، کسی که دارای هوش محاسباتی است و کسی که دارای هوش موسیقیایی است در کنار هم هستند زیرا جمع کل هوشمندی آنان یکی می شود . اشکالی که برخی دانشمندان به تست IQ به عنوان یکی از روش های سنجش کلی هوشمندی وارد می دانند این است که در این آزمایش توانایی کلی افراد در نظر گرفته می شود نه تک تک اجزای هوش آنها . آزمون IQ نیز با توجه به سن ، فرهنگ و سطح زندگی افراد می بایست متفاوت باشد زیرا بخشی از هوش انسان ، هوش تجربی وی و نحوه استفاده او از آموخته های قبلی در طول زندگی است . کسی که 60 سال سن دارد و کسی که 2 سال زندگی کرده است از نظر سطح پیشرفتگی در انواع هوش ها متفاوت هستند .

عواملی که بر هوش تاثیر دارند شامل دو دسته کلی می شود :
عوامل بیولوژیکی : هوش می تواند به ارث برسد . گروهی از ژن ها حامل مشخصات هوشی افراد هستند که می تواند به فرزندان آنها منتقل شود .
عوامل محیطی : هوشمندی در محیطی که به آن توجه شود می تواند رشد داشته باشد . در مقابل رفتارهایی وجود دارد که می تواند هوشمندی یک فرد را بکاهد ، مانند کارهای خسته کننده طولانی .
بخش فیزیکی از مغز انسان که هوشمندی های مختلف را مانند استدلال ، برنامه ریزی ، یادگیری و ... تقویت می کند سلول های خاکستری می باشند . هر بخش از مغز مسئولیت فرماندهی بخشی از اعمال انسان را عهده دار است . الگوی شکل گیری بافت خاکستری مغز در کنار بخشهای مختلف مغز میزان هوشمندی افراد را در گروه های مختلف هوش تعیین می کند .  این تغییر الگو در هر شخص باعث می شود که افراد در زمینه های مختلف هوشمندی و توانایی های مختلفی داشته باشند . میزان هوشمندی افراد ارتباطی با اندازه سر آنها ندارد و بافت خاکستری است که محور هوشمندی می باشد . یکی از عواملی که در میزان هوشمندی افراد قابل ذکر است نسبت وزن مغز آنها به نسبت وزن کل بدن می باشد .
در این متن سعی شد نظریات مشهور درباره هوش انسان و انواع آن بیان شود .

منابع :

1)    Multiple Intelligence http://psychology.about.com/od/educationalpsychology/ss/multiple-intell_7.htm
2)    Human intelligence determined by volume and location of gray matter tissue in brain http://www.universityofcalifornia.edu/news/article/6512
3)    Universal Intelligence:A Definition of Machine Intelligence  ، Shane Legg IDSIA, Galleria 2, Manno-Lugano CH-6928, Switzerland shane@vetta.org www.vetta.org/shane and Marcus Hutter RSISE@ANU and SML@NICTA, Canberra, ACT, 0200, Australia marcus@hutter1.net www.hutter1.net
4)    http://en.wikipedia.org/wiki/Intelligence

24
مرداد
1388
شنبه، ساعت 19:35
کتاب مقالات فروغی ، در 2 جلد چاپ انتشارات توس را می خوانم . ( محمد علی فروغی ، انتشارات توس ، خود کتاب 1 و 2 )

صفحه 28 تا 38 مطلبی با عنوان اندیشه دور و دراز دارد . در این مطلب فروغی در مجلسی است و شروع می کند از نظریه خود درباره اینکه چرا کتاب کاغذی و مدرسه ای که دانش آموزانش باید سر کلاس بروند بد است ، صحبت کردن .

می گوید تا آخر قرن 20 یا اوایل 21 کتاب را روی چیزی مانند صفحه گرامافون ولی به نازکی ورقه کاغذ ذخیره می کنند . با این شکل به صدای گوینده کتاب گوش می دهند و دیگر لازم نیست چشم را اذیت کرد و کتاب را خواند . همان audio book های امروزی !

و درباره مدرسه و کلاس های سنتی می گوید که "بعد از آنکه تلفون بی سیم کامل و سهل و ارزان شد چنانکه همه بتوانند داشته باشند" آن وقت لزومی برای اینکه دانش آموزان به مدرسه بروند نیست و در موقع معین با تلفن حرف های معلم را می شنوند . با این روش در هزینه مالی و وقت صرفه جویی می شود . رفت و آمد و میز و تخته هم لازم نیست و ادامه می دهد " از عکس تلگرافی یعنی انتقال صور اشکال بوسیله قوه تلگراف بی سیم که الان اختراع شده و مشغول تکمیل آن می باشند نیز غافل نباید بود که در آن صورت معلم نه تنها با تلفون بیانات خود را به متعلمین می شنواند بلکه حرکات و اشارت خود و تصاویر و اشکال را که باید ببینند می تواند به ایشان بنماید " و ...............

بعد به بحث کار در خانه با این وسائل ارتباطی می پردازد !!

21
مرداد
1388
چهارشنبه، ساعت 21:11

بعضی موقع این XML در SQL Server خیلی اذیت کننده می شود !
برای ثبت در تاریخ این را اینجا می نویسم ، شاید به درد نفر بعدی بخورد !!


می خواهیم در XML ی مانند زیر فقط attribute های مشخصی را بخوانیم .


<content>
<node1 atr="a">salam</node1>
<node2 atr="b">bye</node2>
</content>


از دستور Select زیر برای این کار می توان استفاده کرد


SELECT x.y.value('.','nvarchar(max)'),  x.y.value('@atr', 'nvarchar(max)')
FROM @x.nodes('/content/*') as x(y);

اولین ستون محتویات گره را می دهد و دومین ستون مقدار atr را .

24
تير
1388
چهارشنبه، ساعت 19:49
به علت مدل کاری که من دارم خیلی نیاز به اینکه همیشه بهینه کارها را انجام بدهم است برای همین مطالب زیادی در این مورد می خوانم . چند روز پیش کتابی خواندم با نام The productive programmer . موضوع کتاب درباره این است که چگونه به عنوان یک power user استفاده بهینه از کامیپوتر بکنیم . مقایسه می کند برنامه نویسان زمان حال را با قدیمی ترها که زبانهای فعلی را ساخته اند ، زمانی که GUI مثل امروز نبود . می گوید که زمانهای قدیم power user ها به طور متوسط از power user های امروزی کار بیشتری از کامپیوتر می کشیدند و به اصطلاح کامپیوتر آنها در حال running بود نه walking ! .
امروزه خیلی وقت ها پیش می آید که یک کار ساده تکراری را با کامپیوتر انجام می دهیم و آخر وقتِ کاری ، خودمان خسته و از حال رفته ایم و کامپیوتر را خاموش می کنیم . در حالی که باید بر عکس باشد ، کار تکراری خسته کننده را کامپیوتر باید شبانه روز انجام دهد و ما فقط نگاهش کنیم که به خطا نرود !
تیتر و کمی توضیح درباره بعضی بخشهای کتاب را در ادامه می خوانید .

متن کامل